مديريت Managment

از هنگامي كه بشر ، دورة توحش و زندگي انزوايي و انفرادي را ترك گفته و به زندگي اجتماعي گرويد و احساس نياز به كار دسته جمعي، بشر منزوي را گروه گروه با هم جمع كرد و ناچار ساخت براي امرار معاش و ادامه حيات و رفع خطرهاي احتمالي و جلوگيري از مصائب و مشكلات و آسيب هاي ناشي از طبيعت ، از طريق همكاري و تعاون براي صيانت ذات و بهتر زيستن ، تدابيري بيانديشد تا با بهره گيري از انديشه ها و توانايي ها و استعدادهاي ذاتي، محيط زيست و وسايل زندگاني ، قابليت استفاده بيشتري داشته باشد .

همچنين براي اداره كردن خانواده ها و گروهها و قبيله ها و پيشبرد مقاصد و اهداف مشترك آنان يك مسأله بسيار مهم وحياتي ضرورت يافت وآن ، امررهبري و مديريت قبايل و طبقات مختلف مردم بود كه روز بروز با گذشت زمان و گرايش بيشتر افراد و گروهها، به زندگي دسته جمعي، شايان توجه و حائز اهميت بيشتري گرديد.

به اين ترتيب مي توان گفت كه مديريت از قديم در ميان طوايف و عشاير و ملل جهان وجود داشته و درفراهم آمدن امنيت و تأمين وسايل زندگي و رفاه اجتماعي و مايحتاج عمومي نقش مؤثري به عهده داشته است، منتهي پس از به وجود آمدن شهر هاي و    انجمن ها واتحاديه ها و مؤسسات اجتماعي ، طبيعتاً نياز به آن بيشتر وشديدتر گرديد تا آنجا كه با سازمانهاي كنوني جامعه ها در قرن اخير ، به صورت مديريت علمي تلقي شد ومورد توجه خاص قرار گرفت.

وجود مديريت براي تحقق يافتن آرمانها و هدفهاي هر واحد اجتماعي از عوامل اصلي و ضروري به شمار مي رود واگر واحد مورد نظر را ماشيني تصور كنيم ، مديريت را به عنوان قدرت محركه آن بايدبه حساب آورد.اهميّت مديريت درآن است كه سياست كلي وخط مشي وهدف وبرنامه فعاليتهاي هرواحد سازماني را معين ومشخص مي سازد ودراجراي دقيق ومنظّم برنامه ها نظارت كلي داردودر موفقيت و پيشبرد اهداف سازمان ها حائز كمال اهميت و ضرورت است.

اگر يك مؤسسه بدون مديريت را به كالبد بي روح و بي جان تشبيه كنيم ، نه تنها اغراق نگفته ايم، بلكه مي توان اين تشبيه را ناقص و نارسا دانست، زيرا كالبد بي جان اگر بدون تحرك و اثر وجودي است، سازمان فاقدمديريت ، دربردارندة آشفتگيها وبي نظميها وهرج ومرج بي حد وحصر و زيانهاي جبران ناپذير خواهد بود.

به تعبيرديگر، مؤسسه بدون سرپرست، بي شباهت به انسان فاقد مغز(كه فرمانرواي سلسله اعصاب است ) نخواهد بود.

اندكي توجه وتأمل دروضع مؤسسات وادارات مختلف،كارگاهها وكارخانه ها، هتلها، بيمارستانها، در مانگاهها ، اتحاديه هاي اصناف و ساير سازمانهاي تعاوني و ملي و دولتي، اعم از اداري و آموزشي و وسايل ارتباط جمعي ،آشكار مي سازد كه بخش مديريت دراداره كردن هرواحد كار، تا چه حد مؤثر و شايان اولويت است. 

چنانچه يك فرد بصير و تيزبين كه از خوب و بد و كم و كيف كارها تا اندازه اي مطلع باشد به يكي از مؤسسات مورد نظر وارد شود، با مختصر تعمق و دقّت متوجه مي شود كه امر مديريت در مؤسسه مربوط تا چه حد معيار و پايه اي جلب توجه مي كند.

هرنوع قضاوت واظهار نظري درامور جزيي وكلي مؤسسه ، بي ترديد با مدير مؤسسه ارتباط پيدا مي كند وهمواره داوريها متوجه سرپرست يا مديردستگاه خواهد بودوحيثيت و ارزش يا بعكس بي نظمي و نارسايي آن را ازهمين لحاظ ارزشيابي مي توان كرد.

به ويژه اينكه تشكيلات و مؤسسات با پيشرفت تمدّن و جوامع بشري روز بروز بيشتر و وسيعتر و احساس نياز به مديريت و اهميت آن روشنتر و آشكارتر مي شود.

روي اين اصل است كه تمام كوششها و تلاشهاي افراد و مسؤولان هر مؤسسه در جهت مثبت و مؤثر ، به وسيله دستگاه مديريت رهبري مي شود واگردر اين دستگاه نقصي پديد آيد ، مسلماً زيان مؤسسه از لحاظ اتلاف سرمايه ،كار و تضبيع نيروي انساني جبران ناپذير خواهد بود.

اگردر هر تشكيلاتي ، يك سيستم صحيح رهبري، از روي اصول معيّن و مفيد و مورد قبول صاحب نظران ومتخصصين امر به وجود آيد ،بدون شك در تمام قسمتهاي آن دستگاه نظم و ترتيب چشمگير وجودخواهد داشت ودوران حيات و بقاي آن مؤسسه مادام كه برجاست ،شكوفان وبارور واميد بخش و سودمند خواهد بود.

بنابراين بايد معتقد بود كه مساَلة رهبري و مديريت در سازمانها، يك اصل بسيار مهم وحساس و حائز كمال توجه و اهميت است و اگر اين اصل با تسامح تلقي شود ، اين سهل انگاري و عدم توجه، فرجامي بس ناگوار و نامطلوب در پي خواهد داشت. 

 نويسنده : اصغر ژيان دربندي

 

کپی برداری و چاپ هرگونه عکس و مطلب از این سایت با ذکر نام  منبع بلامانع است